سخناني از بزرگان
ميستر اكهارت: آن كه از سه چيز رها باشد محبوب خداست، « دارايي، دوستان و خويشتن»
خليل جبران: يك انسان مي تواند آزاد باشد ، بي بزرگ بودن ، اما هيچ انساني نمي تواند بزرگ باشد بي آزاد بودن.
شكسپير: اين از همه با لاتر است: تنها با خويشتن خودت روراست باش... آنگاه نخواهي توانست با هيچ كس نادرست باشي.
نوشتارهاي بودايي: از سخن گفتن دست كش، انديشيدن را كناربنه و چيزي نخواهد بود كه نتواني دريابي. به ريشه بازگرد و مفهوم را خواهي يافت، روشنايي را دنبال كن ، سر چشمه اش را از دست خواهي داد... نيازي نيست به دنبال راستي بگردي ، تنها ديدگاه داشتن را كناربنه.
چوانگ تسه: انسان براي ديدن چهره اشبه آب رونده نگاه نمي كند، به آب ايستاده روي ميكند، زيرا تنها آنچه كه خود آرام است مي تواند آرامي را به ديگران برساند .
لائو تسه: يك مسافر خوب از خود هيچ ردي بر جا نمي نهد.
دلم براي خاطرات گذشتم تنگ شده! حال و روز كنونيم هم تعريفي نداره! مرگ شوهر خواهرم خيلي هممون رو شوكه كرده...! من يكي كه پاك قاطي كردم... هي مي خوام خودم رو به كلاس و كار و ... مشغول كنم اما اعتياد به روزمرگي بيشتر ديوونم مي كنه... 
وقتي به اين چيزا فكر مي كنم بيشتر عصبي مي شم


برگزيدههايی از پائولو کوييلو (۱)
- با چنان عشقي زندگي كن كه حتي اگر بنا به تصادف به دوزخ افتادي... خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند.
- بزرگترين دروغ جهان اين است: در لحظه مشخصي از زندگيمان، اختيارمان را بر زندگي خود از دست مي دهيم و از آن پس سرنوشت بر زندگي ما فرمانروا مي شود.
- بايد خطر کرد، بايد راه هايي را در پيش گرفت و راه هاي ديگر را کنار گذاشت . هيچ کس نمي تواند بي هراس انتخابي بکند.
- به نداي قلبت گوش بسپر. قلبت همه چيز را مي داند، چون روح جهان را مي بيند و يک روز نزدش باز خواهد گشت.
- با انکار روياهامان و رسيدن به آرامش، وارد دوره کوتاهي از آسودگي ميشويم. اما کم کم روياهاي مرده در درون مان ميپوسند و سراسر زندگي مان را متعفن مي کنند. با افراد پيرامون مان بي رحم مي شويم، و بعد اين بي رحمي را به خود معطوف مي کنيم. و اين جاست که بيماريها و روان پريشي ها سر بر مي آورند. آن چه مي کوشيديم در نبرد از آن بگريزيم – نوميدي و شکست – در نتيجه جبن بر سر ما مي آيد.
به خاطر هراس از دست دادن، چه چيزهايي را از دست داده ايم.
ترديد
اگر در جاده روياهايتان سفر مي كنيد، به آن متعهد باشيد. هيچ دري را باز نگذاريد تا بهانه شود. بهانه اي مثل اين كه "خوب، اين دقيقاً همان چيزي نيست كه ميخواستم" .
"بذر شكست" در همين حا نهفته است.
مسیر خود را بپیمایید. حتی اگر گامهای شما نامطمئن است، حتی اگر میدانید میتوانستید این مسیر را بهتر بپیمایید. اگر امکانات خود را در لحظه اکنون بپذیرید، بی تردید در آینده پیشرفت خواهید کرد. اما اگر محدودیتهای خود را انکار کنید، هرگز از آنها رها نمی شوید.
شجاعانه با مسیر خود رو به رو شوید، و از انتقاد دیگران نهراسید. مهمتر از همه نگذارید با «خود انتقادی» فلج شوید.
خداوند در شبهای بی خوابی همراه شما خواهد بود و با عشق خویش اشکهای شما را خواهد زدود. خداوند یار شجاعان است.
«پائولو كوييلو» از كتاب "مكتوب"
روزه رابطه
سلام به دوستاي گلم...
فكر مي كنم ديگه وقتشه خودم و زندگيمو يه تغييري بدم!
با راهنماييهاي دوست و مشاور عزيزم وبلاگ لينك شده روح و روان، كه گويا به دلايلي فعلاً دسترسي به هر دو سايتش غير ممكنه! تصميم گرفتم كه ۲-۳ ماه يا بيشتر روزه رابطه بگيرم... فكر مي كنم ديگه وقتشه خيلي وقته مي خواستم اين كار رو انجام بدم ولي تواناييش رو در خودم نمي ديدم، احساس مي كردم هميشه به وجود يك مرد در زندگيم نيازمندم! اما با اتفاقاتي كه اخيرا در زندگيم افتاده تصميم به اين كار گرفتم كه فكر مي كنم بهترين و بزرگترين و سخت ترين تصميم عمرم هست. اما سختيشو با جون دل مي خرم و اميدوارم خدا هم كمكم كنه توي اولين قدمش كه كمك جالبي بهم كرد... فقط اينو مي دونم كه نبايد ارتباطمو به كل با همه اطرافيانم قطع كنم چون بايد يه جورايي هم خودم و ارادهام رو امتحان كنم...
اگه دير به دير آپديت كردم قبلاً ازتون عذر مي خوام. ازتون مي خوام برام دعا كنيد تا بتونم از اين امتحان سربلند بيرون بيام

چهل اصل شادي بخش
1- شادي خود را به هيچ چيزو هيچكس وابسته نكن تا هميشه از آن برخوردارباشي .
2-انتظار نداشته باش هميشه آنچه در اطرافت اتفاق مي افتد مطابق ميل و خواسته ات باشد .
3-هنگام عصبانيت هيچ تصميم نگير.
4-از سختيها و مشكلات زندگي استقبال كن و با غلبه بر آنها به خود پاداش بده .
5- اجازه نده اتفاقات نا خوشايند روحيه ات راخراب كند.
6-با بحث هاي بي نتيجه انرژي خود را هدر نده.
7-انتظار نداشته باش بامنفي نگري جسمي سالم داشته باشي .
8-از هيچكس و هيچ چيزتوقع نداشته باش .
9- تاباخود مهربان نباشي ،نمي تواني مهربورزي .
10-قبل از مطمئن شدن ،درموردچيزي قضاوت نكن.
11-به تفسير و تعبيركارهاي ديگران نپرداز.
12-هركاري را با علاقه و اشتياق و تمركزانجام بده.
13-زندگي خود را هدفمندكن و براي رسيدن به اهدافت تلاش كن.
14-چيزهايي راكه دوست داري به ديگران ببخش .
15-قلبت را از نفرت خالي كن تا خوشبختي درآن لانه كند.
16-براي انجام كارهاي مورد علاقه ات زيادبه نظرات ديگران اهميت نده.
17- در تصميم خودتاخيرمينداز.
18-هنگام عصبانيت نفس عميق بكش و تاده بشمار.
19- با ديگران طوري رفتاركن كه دوست داري باخودت رفتارشود.
20-به هيچكس اميد نداشته باش جز خدا.
21-بر جسم و روح خودمسلط باش .
22-براي اينكه شادباشي بايد شادي آفرين باشي .
23-در زندگي بجاي شناوربودن شناگر باش
24-اندوه روز نيامده را، بر روز آمده ات نيفزا.
25- هرگز سعي نكن به ديگران بقبولاني كه حرفت درست است.
26-قبل از انجام كاري يا گفتن چيزي به ضرورت آن بيانديش .
27-بي احترامي ديگران را بابي اعتنايي جواب بده.
28-به جاي بيزاري از انسانها از رفتار بد آنها متنفر باش .
29- بگذار ديگران ازبه عنوان فردي آرام و خوشرو ياد كنند.
30-يگانه داروي آرامبخش روح ياد خدا است.
31-خود را از اسارت زنجيرهاي بدبيني ،منفي نگري و نااميدي آزاد كن.
32-به خاطر اشتباهات گذشته خودراسرزنش نكن .
33-به ديگران كمك كن آنچه راكه مي خواهند بدست آورند.
34- در فرهنگ لغات خود شكست را تجربه معنا كن .
35-با شرايط زندگي سازگار باش .
36-هنگام از دست دادن ناراحت نشو، وقتي هم چيزي به دست آوردي خوشحال نباش.
37-در مقابل خواسته ها و گفتار ديگران انعطاف پذير باش و نخواه كه حرف ،حرف خودت باشد.
38-براي كشف حقايق ،زياد تفكر كن ،بخصوص جهان آفرينش .
39-به قدر توان تلاش كن و نتيجه رابه خدا واگذار كن .
40-هرگز خودت را با ديگران مقايسه نكن ،چراكه تو چيزهايي داري كه ديگران در حسرت آنهاهستند.
واقعاً كه چه دنياي عجيبيه ! يه روز مي بيني يه نفر انقدر عاشقته كه دلش مي خواد همه چيزش رو بده تا بتونه زندگيش رو با تو شريك بشه، ولي تو نمي خواهي و به اون اندازه كه اون دوست داره دوسش نداري.. عشق اون برات به تنهايي براي شروع يه زندگي كافي نيست! چون جز عشق و محبت زبوني چيز ديگه اي نداره كه بهت بده حتي نتونسته عشقش رو بهت ثابت كنه و تو مي ذاريش كنار.... بعد از يه مدت يه نفر ديگه از راه ميرسه كه تو انقدر بهش دلبسته مي شي كه حاضري همه زندگيتو بدي كه دوستت داشته باشه و با هم زندگي كنين اما اون چي حتي انقدر دوست نداره كه بهت ابراز علاقه كنه! دنياي عجيبيه يه زماني مي گفتم از اين كه مدام بهم كسب بگه دوست دارم و .. متنفرم از بس شنيده بودم گوشم پر بود، نمي دونستم كه يه روز مي شه انقدر مشتاق شنيدن اين جمله مي شم! آيا اين يه انتقامه؟ يا كارماست.. يا بازي روزگاره ؟؟
اگه روزگار انقدر بي رحمه منم مي تونم بي رحم باشم، اگه انقدر بي انصافه منم مي تونم باشم... اما من كه هيچوقت نخواستم با احساس كسي بازي كنم، پس اين چه حال و روزيه كه دارم!
چقدر عجيبه امروز كه اومدم ياداشت ديروزم رو خوندم نظرم در موردش تغيير كرده! شايد به خاطر بحثي كه با دوستم در همين مورد داشتم! پاكش نكردم براي اينكه تو آرشيوم بمونه بعدا بتونم در مورد احساسهاي مختلفي كه داشتم بيشتر فكر كنم...
جديداً دارم كتابي مي خونم به نام ماندن در وضعيت آخر اثر امي هريس/تامس هريس ترجمه اسماعيل فصيح بهتون پيشنهاد مي دم همتون بخونينش واقعاً كتاب محشريه..
اگه بخواين مي تونم براتون در موردش توضيح بدم.
اين روزا حال و هواي 18-19 سالگي هامو دارم، كاش اون موقعا هم اينترنت مثل الان تو دست و پاي همه بود و من اين وبلاگ رو اون موقع داشتم و همه رو تا الان نوشته بودم.... اون موقع ها كه از ته قلبم كسي رو دوست داشتم، هم مي ترسيدم بروز بدم و ميترسيدم كسي نفهمه كه آبروريزي نشه، آخه اون موقع ها كه انقدر آزادي توي رابطه دختر و پسرها نبود... حتي نمي دونستم به اين احساس مي شه گفت عشق يا نه، تو عالم قشنگ جووني خودم بودم و بس و حتي به ديدن 1ماه درميونش هم دل خوش بودم و برام كافي بود، يادش بخير وقتي مي مومد مامانم و ما رو سر بزنه چه ذوق و شوقي براي اومدنش داشتم سر از پا نمي شناختم اما چقدر رودرو شدن باهاش برام سخت بود.. اون روزها خيلي خجالتي بودم و به سختي مي تونستم تو چشماي اون يا هر مردي ديگه اي نگاه كنم... چه روزاي داشتم، چه حس قشنگي بود... از اون موقع تا الان خيلي اتفاقا افتاد هم تو زندگي من و هم اون . اون الان زن و يك بچه داره، الان ديگه احساسم بهش عوض شده احساسي مثل دوست داشتن يك پسر خاله - دختر خاله معموليه ...الان 15-14 سال از اون موقع گذشته ...
درست مثل اون موقعها يك احساس پاك و لطيف و خالص نسبت به كسي كه حتي نمي دونم اون چه حسي نسبت به من داره! عين اون موقعها توي بلاتكليفي! ولي حس خيلي خوب و قشنگيه حتي اگه يه طرفه هم باشه حاضر نيستم اين حال خوب رو از دست بدم... تنها كاري كه ميتونم بكنم صبره!! مي دونم نبايد به خودم بيخودي اميدواري بدم و دلم و خوش كنم ولي ديگه چه كنم ... اين دله ديوونه منه ...
خيلي عجيبه برام همه وقتي بزرگتر مي شند عاقلتر مي شند اما من چي ! همه پيشرفت مي كنند من پسرفت مي كنم!
يكي نيست بهم بگه اين چه احساسيه داري دختر بزرگ! باز بچه شديا ! كم ضربه از هر كسي و ناكسي خوردي.. كم تحقير شدي.. كم دلتو زير پا گذاشتن و رفتن! كم بهت بي توجهي كردن! باز داري خل ميشيا! ديوونه نادون......
يه ساحل ديگه
هميشه فكر مي كردم تنهايي برام سخته ولي تو اين ۲-۳ ماه ديدم اينطور نيست... زندگي با آدم گاهي وقتا بازيهاي عجيبي مي كنه! كسي كه باهاش در آرامشي و قراره باهاش زير يه سقف زندگي كني در عرض ۱-۲ ماه برات غيرقابل تحمل ترين آدم مي شه و مي خواي دليل و بهانه بياري كه ازش فرار كني... چرا اين شناخت تو ۱ سال و نيم بدست نمياد و بايد تو ۱ روز به اين نتيجه برسي معلوم نيست! به هر حال با اينكه گاهي وقتا خيلي وقتا دلم مي گيره و بدجوري احتياج به يه همفكر دارم ولي مي بينم اين تنهايي هم برام لذت بخشه.. زيادم به مردا وابسته نباشي خوبه.... مي خوام بيشتر رو پاي خودم بايستم.. مي خوام خيلي كارهايي رو كه قبلاً به تنهايي نمي كردم الان انجام بدم...
ميخوام از خودم يه آدم مستقل تر و با اعتماد به نفس بيشتر بسازم.. به كمك شما دوستان هم نياز دارم چون مي خوام يه ساحل ديگه بشم......
فرق زنها با مردها!
سلام به همه دوستان
از امروز تصميم گرفته تو كامنتايي كه واسه دوستام مي ذارم از كسي گله نكنم! حتي از يك دوست قديمي چون ممكنه ناراحت بشه ...
ديروز ایمیلی برام اومده بود که از وبلاگ خانمی به نام سمیرا گرفته شده بود..
دلم نیومد شما رو بی نصیب بذارم :
فرق بين مردان و زنان رو مي گه !
زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند
ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر
مي تواند تنها يك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسر هستي...
براي ازدواجش ــ در هر سني اجازه لازم است ولي تو هر زماني بخواهي
به لطف قانونگذار مي تواني ازدواج كني!
در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو
او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي
او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني !
او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد.
او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني
او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر....
و هر روز او متولد ميشود؛ عاشق مي شود مادر مي شود پير مي شود و ميميرد
و قرن هاست كه او
عشق مي كارد و كينه درو مي كند
چرا كه در چين و شيارهاي صورت مردش به جاي گذشت زمان
جواني بر باد رفته اش را مي بيند
و در قدم هاي لرزان مردش ، گام هاي شتابزده جواني براي رفتن
و درد هاي منقطع قلب مرد ، سينه اي را به ياد مي اورد كه تهي از دل بوده
و پيري مرد
رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده مي كند...
و اينها همه كينه است كه كاشته مي شود در قلب مالامال از درد.
____________ _____
خداوندا تو ميداني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است چه رنجي ميکشد آنکس که انسان است و از احساس سر شار است...
واقعاً گل گفتي سميرا جون...
مشيت الهي
وقتي ظاهر زندگي مخالف خواسته شما پيش مي رود، وقتي خوشبختي از زندگي رخت بر ميبندد، وتي افرادي نادرست سر راهتان قرار مي گيرند و يا وقتي به عادتهاي قديمي و خود ويرانگر خود باز مي گرديد در حقيقت با علايمي روبه رو مي شويد كه نشان ميدهند در هماهنگي با مشيت الهي نيستيد شما ميتوانيد و بايد به شيوهاي دوباره به مشيت الهي بپيونديد تا در جهت اهداف قرار گيريد.
(قدرت مشيت الهي) از دكتر وين دبليو.داير
سلام به دوستاي گلم....
خيلي وقته كه چيزي ننوشتم....
هميشه يه جور ميون برزخ گرفتار بودم الان هم يه جور ديگه!
هميشه برزخ بلاتكليفي الان برزخ انتخاب و فراموشي! نمي دونم چرا اين همه كه اون نسبت به من ابراز عشق مي كنه من انقدر بي احساس و خالي ام؟ چرا ! نم دونم چي به سرم اومده، فكر مي كنم دارم نقش يه دختري كه نامزدش رو صميمانه دوست داره بازي مي كنم! و كم كم داره از اين نقش حالم بهم مي خوره! فكر مي كنم حقمه كه قبلاٌ جذب كساني مي شدم كه به اندازه كافي دوستم نداشتند و من اونا رو عاشقانه مي پرستيدم و طوطيوار اوامرشون رو اطاعت مي كردم! چرا حالا كه بر عكس شده نمي تونم تحمل كنم! مگه من يه زندگي مشترك با كسي كه عاشقانه دوستم داشته باشه نمي خواستم؟ نمي دونم تو اين يكي دو ماه جداييمون چي بسرم اومد... يعني چشمام به روي واقعيتهاي زندگيم باز شده يا كور شده؟!
يا شايد چون ۲-۳ خواستگار تو اين ۱-۲ ماه داشتم دارم مقايسه مي كنم؟!
لطفاً يه نفر جواب اين چراهاي منو بده.......
۲ ماهي هست كه ننوشتم....
الان اومدم بنويسم ولي چيزي براي گفتن ندارم!
جز خبر آشتي مجدد من و نامزدم! نمي دونم دارم چه كار مي كنم با زندگيم!
1 هفته هست كه با نامزدم بهم زدم...
بايد بيشتر فكر كنم، بيشتر تحليل كنم، و در مورد تمام مهربانيها، دلسوزيها، گذشتها، فداكاريهام و.... تجديدنظر داشته باشم...
يك جمله تأكيدی برای امنيت و آسايش
قانون خداوند در وجود من حكمفرماست. من با آهنگ زندگی يكی هستم. هيچ چيز برای ترسيدن وجود ندارد. هيچ چيز برای شك و ترديد وجود ندارد. خداوند مراقب همه هست. نزديك همه، با همه و درون همه هست. خداوند اكنون درست همان جايی است كه من هستم. من با جهان در صلح و آرامش هستم، جهانی كه در آن زندگی می كنم. من با روح الهی در يك جا خانه دارم. روحی كه در آن غوطه ور می باشم.
موفق و شاد باشيد...
برای بيكاران!
بعضی از مردم ممکن است به شدت نياز به پول داشته باشند اما بيکار بوده و محل درآمدی نيز نداشته باشند. اگر شما هم جزء اين دسته هستيد، به دنبال فرصتها باشيد، اما اين كار در درجه دوم اهميت قرار دارد.
وظيفه شما درك نحوه فعاليت، عمل تفكر برتر و چگونگی استفاده خلاق شما، از آن است.
آن را باور كنيد، بيان كنيد و پاسخ را بپذيريد. بدانيد كه خواسته شما پذيرفته شده است و انجام خواهد شد.
با داشتن چنين طرز تفكر محك و استواری در ذهن خود اگر به دنبال كار باشيد كار مناسبی پيدا خواهيد نمود..
باز هم سر دوراهی زندگی موندم!!!!!!!!!!!!!
ازين همه دورنگی دلم گرفت
از اين همه خدعه و نيرنگ...
ازين هياهوی مردم ناگاه
ازين دستان آلوده به گناه
از اين كبودی چرخ فلك
از اين همه بی عدالتی و كلك!
از اين همه دروغ و دروغ و دروغ...........
چند نكته
سلام به دوستای گلم، راست گفتند بايد اينجا رو گردگيری كنم تار عنكبوت بسته!
چند نكته جهت ترك عادتهای ناخوشايند :
در طی روز وقتی كه می خواهيد بخوابيد، در مورد تمام ويژگيهای و خصلتهای مثبت و دلخواه و مطلوبی كه داريد فكر كنيد، خواه آنها را در زندگی نشان میدهيد يا نشان نمیدهيد.
سپس تمام ويژگيها و خصلتهای منفی و مخالف و متضاد آنچه كه در مورد آن فكر میكنيد، از ذهن شما پاك و زدوده خواهد شد و فقط ويژگیهای مثبت و پسنديده و مطلوب شروع به پايهگذاری می كنند و در ذهن شما ايجاد میشوند و آنچه درخواست شما است؛ توسط افكارتان به مرحله اجرا در میآيند و بدانيد كه تمام زندگی و هستی شما را پر خواهد نمود.
به دانش و معرفت اطمينان داشته و از آن خرسند باشيد كه حق؛ قدرت و توانايی را در درون شما ايجاد كرده و الگوهای فكری اشتباه و نادرست گذشته را از شما دور می كند و از بين میبرد.
